......................................................................................................
چه باید ببینم به جز وهم باور
زبان وا کن ای من بگو صادقانه
که جغدی نشستهست جای کبوتر
تعجب ندارد کسی جای خود نیست
اگر گوشها کور اگر چشمها کر
حواسم غزل را به خون میکشاند
مذاقِ تغزّل ندارم که دیگر
امیدی نماندهست جز یأسِ فردا
که هر روز باید بیفتد عقبتر
که از خود نپرسیدم اصلا چرا شعر؟
همین شور کافیست دیگر چرا شر؟
زبانهای دیوار را قفل کردم
ولی حرف آوار، در آمد از در
روانم به من گفت: خاکی نه انسان
زنی شکل شن در بیابان شناور
شب شعر مریم جعفری آذرمانی
(برنامه شعرخوانی شاعر به همراه صحبتهایی از حمیدرضا شکارسری و سید اکبر میرجعفری درباره شاعر)
زمان: سه شنبه ۱۶ آذر ساعت ۱۷ تا ۱۹
مکان: خیابان فلسطین جنوبی کوچه خواجه نصیر سرای اهل قلم
......................................................................................................
شعری از کتاب "68 ثانیه به اجرای این اپرا مانده است":
بد و خوب باشد چه بهتر که بدترچه باید ببینم به جز وهم باور
زبان وا کن ای من بگو صادقانه
که جغدی نشستهست جای کبوتر
تعجب ندارد کسی جای خود نیست
اگر گوشها کور اگر چشمها کر
حواسم غزل را به خون میکشاند
مذاقِ تغزّل ندارم که دیگر
امیدی نماندهست جز یأسِ فردا
که هر روز باید بیفتد عقبتر
که از خود نپرسیدم اصلا چرا شعر؟
همین شور کافیست دیگر چرا شر؟
زبانهای دیوار را قفل کردم
ولی حرف آوار، در آمد از در
روانم به من گفت: خاکی نه انسان
زنی شکل شن در بیابان شناور
مریم جعفری آذرمانی
+ نوشته شده در پانزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 0:27 توسط مریم جعفری آذرمانی
|