...

 

از این پس وبلاگ "من شاعرم" در آدرس زیر به روز خواهد شد: 

 

                                                       iampoet[.]blog[.]ir

 

یک شعر از کتاب "صدای ارّه می‌آید" با صدای شاعر


در شگفتم چرا نمی‌دیدی؟ که مگس‌ها بدون اذن ورود
آمدند و صدای روشن تو از همه ناشنیدنی‌تر بود

بیش از این آرزو نداشته باش که تو را بشنوند و... باور کن
که به این افتضاح‌ها نکشید کار اقوام لوط و عاد و ثمود

از تو در جمعیت چه می‌گویند؟ پس چه بهتر به سجده بنشینی
تا بگویند: ...ذلِکَ لَشَهید، تو بگویی: ...لِرَبِّهِ لَکَنود*

مانده‌ام در شعور آدم‌ها که فقط مرده دوست دارندت
شک نکن قبلِ منقرض شدنش، دایناسور این‌قَدَر بزرگ نبود

مریم جعفری آذرمانی

*«ان الانسان لربه لکنود و انه علی ذلک لشهید» قرآن/ عادیات/ 6 و 7


این شعر را با صدای شاعر بشنوید از: اینجا

 

یک مسمّط از کتاب "هفت" با صدای شاعر

 

گریه به صف شد؛ خط دریادلان
وردِ زبان مرثیه‌ی «کاروان»
خونِ دلش پُر شده در استکان
گم شده در خاطره‌ی پادگان
چکمه‌ی سرباز و کمی استخوان

هق هقِ این هَروَله را گوش کن

باز درختان ثمر آورده‌اند
خنجری از شاخه برآورده‌اند
فصل شهید است سر آورده‌اند
آی پسرها! پدر آورده‌اند
جان پدر را که درآورده‌اند

جسمی اگر هست کفن‌پوش کن

خون که نخورده‌ست سرِ بی‌گلو!
شبنمِ خون ریخته بر روی او
لاله ندارد به جز این، آب رو
آه از این جنگل بی‌گفتگو
یوزپلنگانه در این جستجو

گوش به آوازه‌ی خرگوش کن

آتشِ سوزنده‌ی زیبا و زشت
جنگ، همان دیوِ جهنّمْ‌‌سرشت
تن به تن آوار کند، خشتْ خشت
مرگ، بُنَکدارِ همین کار و کِشت
ذائقه‌اش بسته به بوی بهشت

بزمِ مرا سوگِ سیاووش کن

نامه‌ای از مادر... جا مانده بود
آن شب چشمی تر... جا مانده بود
رازش در دفتر... جا مانده بود
پایی در سنگر... جا مانده بود
پشت سرش یک سر... جا مانده بود

خاطره‌ای نیست فراموش کن

مریم جعفری آذرمانی

 

این شعر را می‌توانید با صدای شاعر بشنوید از: اینجا

یک شعر از کتاب "صدای ارّه می‌آید" با صدای شاعر


مفتخرم عرض کنم با سلام خدمت آنان که در این خانه‌اند
مسئله‌ای نیست که من حل کنم، شکر که این‌جا همه فرزانه‌اند

خواهشم این است که همشیره‌ها از خودشان درد بسازند و بعد
شعر بگویند کمی مثل من، گاهی از اوقات که دیوانه‌اند

آه بمیرم پدر مهربان! بار سلامت، کمرت را شکست
کار نکن بیشتر از روزی‌ات اهل و عیالت به همین قانعند

مادر من! گریه ندارد، اگر دختر همسایه خودش را فروخت
قصه‌ی خوش‌بختیِ خود را بخوان، فقر و فلاکت فقط افسانه‌اند

خانه‌ی همسایه سیاه است* اگر، یکسره از آتش خود سوخته
مثل جهنم که ـ از این‌جا به دورـ مردم آن ساکن ویرانه‌اند

مریم جعفری آذرمانی


پانویس:

*اشاره به فیلم «خانه سیاه است» از فروغ فرخزاد


این شعر را با صدای شاعر می‌توانید دانلود کنید از: اینجا


شرح حال شماست دفتر من

یک شعر از مریم جعفری آذرمانی با صدای شاعر می‌توانید دانلود کنید از: اینجا


با سپاس از امید کوشکی که تدوین صوتی این اثر را بر عهده گرفت.

شناختنامه زنده‌یاد حسین منزوی با عنوان "از ترانه و تندر" از سوی انتشارات سخن منتشر شد.


مقالات و مطالب تعدادی از استادان و پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی از جمله سیروس شمیسا، سعید حمیدیان، مرتضی کاخی، غلامحسین عمرانی، اسماعیل خویی، محمدرضا خسروی، مرتضی امیری اسفندقه، رشید کاکاوند و مهدی فیروزیان در این شناختنامه آمده است.

مقالاتی از چند چهره فقید شعر ایران از جمله منوچهر آتشی و عمران صلاحی هم در کتاب "از ترانه و تندر" به همراه مقالاتی از شاعران جوانی مانند محمدسعید میرزایی و مریم جعفری آذرمانی چاپ شده است.
همچنین در بخش خاطرات کتاب مذکور نیز تعدادی از دوستان حسین منزوی از جمله علیرضا سلطانی، بهروز رضوی، بهمن زدوار (کسی که 7 سال با حسین منزوی همخانه بود) و طهمورث پورناظری به بیان بخشی از خاظرات خود با این شاعر فقید پرداخته‌اند.
در این کتاب همچنین شعرهایی از بهاءالدین خرمشاهی، محمدعلی بهمنی، مفتون امینی و عزت‌الله فولادوند... که درباره منزوی سروده‌اند، آمده و در پایان این کتاب هم یک کتابشناسی مفصل درباره حسین منزوی و سالشمار زندگی او به همراه عکس‌هایی از این غزل‌سرای معاصر اضافه شده است.
 نشر سخن کتاب "از ترانه و تندر" را در مجموعه "در ترازوی نقد" خود به چاپ رسانده است. پیشتر هم شناختنامه‌هایی برای هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شفیعی کدکنی و ... در قالب همین مجموعه چاپ شده بود.