ديدم كه شعرم حرف تازه بيشتر دارد

امیر حسين نيكزاد

«68 ثانيه به اجراي اين اپرا مانده است» پنجمين مجموعه شعر مريم جعفري آذرماني است كه پس از كتاب‌هاي سمفوني روايت قفل شده، پيانو، هفت و زخمه منتشر شده است. تقريبا همه شعرهاي منتشر شده در اين پنج كتاب داراي تاريخ سرايش‌اند و حتا شاعر در شعري به صراحت تاريخ شعر را نه وصله‌اي جدا از شعر كه بخشي از متن شعر قلمداد مي‌كند:

هر شعر را بايد كه تا آخر بخوانيدش

تاريخ هر يك داستاني پشت سر دارد

(68 ثانيه... صفحه 47)

شاعر تاريخ را بخش پاياني شعر مي‌داند مانند امضايي كه نقاش پاي تابلو مي‌نهد و خود ارزشي در تماميت تابلوي نقاشي دارد.

با نگاهي اجمالي به تاريخ سرايش شعرهاي اين پنج مجموعه روشن‌مان مي‌شود كه آذرماني از حيث تعداد شعر، شاعر پركاري است. به علاوه شاعر در وبلاگ شخصي‌اش ضمن يادداشتي به حذف 120 شعر سروده شده در فاصله دو كتاب زخمه و 68 ثانيه... اشاره مي‌كند كه اين تعداد خود مي‌تواند كارنامه كاملي براي يك شاعر پركار جوان به حساب بيايد.

غرض از پرداختن به اين وجه از كار شاعري آذرماني نه ستايش اين پركاري است نه تقبيح آن بلكه يافتن زمين نرمي است كه بتوان از آن نقبي به جهان شاعر زد و در چند و چون نگرش او به مقوله شاعري باريك شد.

شعر‌هاي آذرماني در بيشتر موارد ثبت لحظه به لحظه درگيري‌هاي عاطفي او با جهان اطراف است. البته همه شاعران در اين درگيري‌هاي عاطفي مشترك‌اند و شعر اصلا زاييده كنشي عاطفي با اشياست. اما ويژگي آن دسته از شعر‌ها كه شعر آذرماني هم به آن تعلق دارد تاثر بلافاصله و ثبت زود هنگام اين تاثرات است. در مقابل رويه‌اي ديگر كه مي‌تواند تجمع اين تاثرات در روان شاعر و تخليه يكباره آنها باشد لازمه اين طرز شاعري اتفاقا همين نوشتن‌هاي پر تعداد است. به علاوه اين شيوه كه در آن عواطف مانند چشمه‌اي با تري و طراوت و لحظه به لحظه بيان مي‌شوند، شخصيتي دقيق، متين و كم هيجان به شعرهاي آذرماني بخشيده است.

براي مقوله دقت در شعر آذرماني مثال‌هاي زيادي مي‌توان آورد. به قول اخوان كه دقت را مهم ترين اصل در به دست‌آوردن زبان منحصر به فرد خود مي‌دانست دقيق بودن نگاه شاعر نسبت به جهان، خواه نا خواه به زبان او هم سرايت مي‌كند. در شعر آذرماني نيز درستي و باريكي انديشه و زبان توامان اند:

مباد غنچه كه ميل شكفتنت باشد

كه پوست مي‌درد از تو بهارِ هار شده

(68 ثانيه... صفحه 20)

يا

حواسش پنج حسش نه، كه احساسات او بودند

زبانش تلخ را مي‌گفت و چشمش زشت را مي‌ديد

(68 ثانيه... صفحه 32)

متانت و كم هيجاني كه البته دو روي يك سكه‌اند هم به باور نگارنده از ويژگي‌هاي شعر آذرماني اند. شاعر در بيان حالت‌هاي حاد روحي از قبيل خشم زياد يا در بيان تصوير‌هايي تكان دهنده و تاثير‌گذار همان موضع متين را حفظ مي‌كند و لحن كمتر دچار فراز و فرود‌هاي هيجاني مي‌شود:

اگرچه قدرتم از انتقام بيشتر است

مرام كينه ام از لطف عام بيشتر است

نگو كه سين حسادت نديده ام در دوست

كه من شنيدم و در هر سلام بيشتر است

(68 ثانيه... صفحه 52)

يا

مرد خيابان، در زمستان، گرم مردن بود

آن سو تر از او گربه‌اي مشغول خوردن بود

(صفحه 41)

«68 ثانيه به اجراي اين اپرا مانده است» در روند كار شاعري آذرماني كتاب موفقي است. زبان شاعر زباني ست دقيق و متشخص و تصاويري كه گاه از كشف و شهودي ناگهاني پرده بر مي‌دارند:

شكاف سنگ، دهاني به سمت باران بود

(صفحه51)

همين‌طور چند شعر كامل كه علاوه بر اين برجستگي‌هاي زباني و تصويري از تكنيك‌هاي دروني شده روايي و فرمي نيز سود مي‌برند:

تا پري باز در صحنه اجرا كند نقش ابليسي‌اش را

بي رمق گفت مرسي و زد بر تنش عطر پاريسي‌اش را

(صفحه 34)

حرف آخر اينكه با توجه به اينكه نوشتن مداوم ويژگي آذرماني در كار شاعري‌اش است و در اين كتاب و كتاب‌هاي قبلي‌اش حتي شعرهايي در ستايش نوشتن سروده است چه بسا بايد منتظر چاپ شعرهاي تازه تر او در آينده‌اي نزديك باشيم.
................................................................................................................

این مطلب  پیش از این در روزنامه تهران امروز در تاریخ ۱۶آبان ۸۹ منتشر شده است.